Make your own free website on Tripod.com
 
ALIREZA BEHNAM
                                     
   
Home | Resume | Poems | Contact
   
                                     
   
 
Poems
 
   
 

guerni31.jpg

Guernika

click above to listen a poem in persian
with poet`s own voice
لینک بالا را کلیک کنید تا شعری را
با صدای شاعر بشنوید

شعرها

Guernika

What a joy is my day         what a joy

when Karl-Waters sings

lambs of the crying out of dizziness

make an Ascent

and a slant woman flatten a rope on the Globe

 

what a joy is today       at least just today

Karl-Waters makes a lift from the corners

and at the madhouse some alms cookies

the crying pushes towards conjectoral hands      dizzy hands

 

Guernika!       someday a woman raised a rope

Guernika!       paper ! the latst  news

Guernika!       Karl Waters escapes this on top of the hands

 

there is a rope over the Globe       in black

and a woman comes back from Guernika

 

what a joy is my day      what a joy

 

 

گوئرنيكا

 

گفتيم چه گواراست روز     چه گواراست

وقتي كارل واترز مي خواند

گوساله هاي گريه از مست به معراج مي روند

و زني اريب طناب روي جهان پهن مي كند

چه گواراست امروز     لااقل همين امروز

كارل واترز از حاشيه ها كشيده بالا

و در دارالمجانين حلوا خيرات مي كنند

مي كشد گريه سوي عقربه هاي قياسي      عقربه هاي مست

گوئرنيكا    روزي زني كه طناب بالا مي كشيد

گوئرنيكا    روزنامه     آخرين خبر!

گوئرنيكا    اين را كارل واترز روي عقربه ها فرار مي كند

طنابي افتاده روي جهان     سياه

و زني از گوئرنيكا پا پس مي كشد

چه گواراست روز    چه گواراست

 

 

 

What?

What a war it is when the earth looks at “what”

The trumpet is playing like the ashes remaining from the old wars

On the ruined magnificent chateaux

And it remains from the “it is war”

                                             Like ever

Her ringlets rise from the petrol tubes   from the rivers ruined by the colors of war

And fixes to a gaze from behind which gazes in to the labyrinth of tubes

It remains from the “it is war” and goes on towards falling

A big bomb stands above and doubts to fall

It is a doubting bomb, it slips from her ringlets falls between the petrol tubes

The world’s violence rests coldly on her shoulders

From the tubes rising from her ringlets

Falls the “it is war”, falls the missed legs

The eyes loosened from the skulls

The earth is like ever between her ringlets

What a war it is like ever!

And the falling is falling from her ringlets

It is falling to say “what?”

 

 

 

چه؟

 

چقدر جنگ است وقتی زمین نگاه می کند برای چه

شیپور پخش می شود مثل خاکستری که از جنگ های قدیم

بر کاخ های ویران باشکوه

و از ( جنگ است ) می ماند

                           شبیه همه

از لوله های نفت بلند می شود گیسوش    از ترعه های فروپاشیده از رنگ های جنگ

و بند می شود به نگاهی از دور که می نگاهد لوله ها را پیچ در پیچ

از ( جنگ است ) می ماند و می رود تا سقوط

بمبی بزرگ ، ایستاده آن بالا مردد است که بیافتد

بمب مردد است می لغزد از گیسوش می افتد بین لوله های نفت

بر شانه هاش غوغای این جهان همه آرام و سرد ریشه دواندست

از لوله های بلند شده از گیسوش

( جنگ است ) می بارد پاهای قطع شده می بارد

چشمان بیرون آمده از کاسه های سر

زمین مثل همه است از بین گیسوهاش

جنگ است چقدر شبیه همه

و سقوط سقوط می کند از گیسوش

سقوط می کند که بگوید چه؟

 

 

 

Beyond the lines, beyond

Your voice is lost

Beyond the interrupting lines

And you are walking through the jangle of jangles

Your voice    how    far away

Doesn’t reach the ears of statue that is me

The "battle of your voice to my ears" plashes

How    far away

And cables store the lines more and more

I cross the voice streams

To reach a lost lake in the jangle of jangles

Cuckoo signs untimely, the jangle signs

The jangle is interrupting and "koo? Koo?"1

Where is your voice, your breathing 

And that embrace being warmed with you

Signs the cuckoo

Here your voice is brought out of lines

Beyond all the conversation in the world

It is lost

It is found

It scats

It signs

Reaches to the ears of statue that is me

 

 

1 Koo in Persian has dual meaning its first meaning is the sound of cuckoo and the second one is "Where is?"

 

 

 

 

از سیم ها ها

 

صدایت

گمشده ای است

پشت سیم های روی هم افتاده

و راه می روی در جنگل جنگل   صدایت    ها    از آن سوتر

نمی آید برسد به گوش های مجسمه ای که منم

نبرد صدای تو با گوش های من است که می بارد    ها    از آن سوتر

و انبار می کنند و سیم ها خط ها را مدام روی هم مدام تر

می گذرم از جوی های صدا تا برکه ای گمشده در جنگل جنگل

کوکوی بی گاه می خواند جنگل می خواند جنگل روی هم افتاده و کو کو

کجاست آن صدات ، نفس هات و آغوشی که گرم می شد می خواند کو کو

اینجا صدات پشت تمام حرف های جهان بیرون زده از سیم ها ها

گمشده است

پیدا شده است

گم می شود

می خواند

می رسد به گوش های مجسمه ای که منم

 

 

 

Hanging from the trees of Babylon

At the end

I`ll come down

in my a thousand years form

hanging from the towers of Cheghazanbil

and there is something within me

which throws language to the battlements of the tower

you will praise me

that`s clear

in form of an oldman

hanging from the trees of Babylon

Athennes will rise within me

and Paris

and Perspolise

and many many languages

Cut me to pieces!

every piece will come as a word

and will encircle your eyes

Hurray is within me

and rising of the language beyond Pluto

and Arthemis`s herd

and rebellion of disobedient words

the whole are within me

and I,

in my a thousand years form

will be thrown

from the virgins painted on temples walls

to the shadows emerging from your camputer

and being thrown is within me

ask me!

ask me about the future

I`ll reply in Babylonian

 

آويخته از درخت هاي معبد بابل

 

 

سرانجام به هيات چندين هزار سالگي ام

فرود خواهم آمد

وارونه از برج هاي چغازنبيل

و چيزي در من است كه زبان را

به كنگره هاي برج پرتاب مي كند

اين روشن است كه مرا بر خواهيد كشيد

به شمايل پيري

آويخته از درخت هاي معبد بابل

آتن در من طلوع خواهد كرد     و پاريس     و پاسارگاد

و زبان هاي بيشمار

تكه پاره ام كنيد

هر تكه ام به هيات واژه دور چشم هاي شما تاب مي خورد

قهقهه در من است

و رويش زبان در آن سوي پلوتون

و گله هاي آرتميس

و طغيان واژه هاي جدا از سر

اين ها همه در من است

و من به هيات چندين هزار سالگي ام

از باكره هاي نقش بسته به ديوار معابد

تا سايه هاي جدا شده از رايانه هاي شما

پرتاب خواهم شد

و پرتاب شدگي در من است

بپرسيد

از آينده بپرسيد

به زبان مردم بابل جواب خواهم داد

 

 

 

Drive,The same drive

Suddenly, we made new drives
and a new rooster
which named "war" as "drive"
and crashes of the globe went too much
suddenly,the suddenly became meanless
the rooster, more rooster
and we were not "we" anymore.

جاده ، همان جاده!

 

ناگهان جاده هاي جديد آفريديم

و خروسي جديد كه به جنگ مي گفت جاده

و ترك هاي زمين رفت تا زياد

ناگهان ناگهان بي معنا شد

خروس هزار بار خروس تر

و ما ديگر ما نبود.

 

 

 

 

A little to right

at first Albukrek
and then a little to right
six points of the west got ruined
it`s effects from the cat to north of Kandahar
this north         northwest
you don`t say a bit
and instead of the cross
Albukrek ate at first
from the first time or after
but afterwards
the cat crucified by the cross
got wounded
and forgotten everything
but then        but Kandahar at present
cries the cat in red
redish red
the east becomes red
in three points
and Albukrek in the north
ruins in six points
attacks a little to right
from the first time or after that
 
 
 

به راست راست

 

اول از آلبوكرك

بعد كمي به  راست راست

تركيده پنج گوشه از غرب

تركش از گربه تا شمال قندهار

 

اين شمال   شما    از شرق

نگفتن از  شما

لام تا كام

 

و به جاي صليب فقط البوكرك مي خورده از اول

البوكرك مي خورده از گمبرون

اول كه نه انگار از همان بعد

 

امابعد

 

انگار شبيه راست بوده

سمرقند از راست

از   از   گمبرون

راست راست رفته تا هشتم

روايت صليب

شما لام    از شرق صليب   لام تا كام

و زخم مي شده انگار البوكرك

از تركش پنج گوشه

قاچ مي خورده از همان وسط

به راست راست

و گربه از صليب صليب خورده

زخم خورده

و شبيه نشده به شمال

از همان روز اول يا كه بعد

 

اما بعد

 

كمي خوابيده راست

فراموش كرده از لام

به كام شما و شمال از راست

البوكرك بوده يا شده

و نصف كرده گربه را

شراع كشيده از  صليب

سرخ سرخ بوده

و از همان اول صليب بوده

كه لام تا كام انگار به راست

 

اما بعد     اما حالاي قندهار

قاچ مي زده گربه مي زند سرخ

سرخ سرخ

شرق از پنج گوشه     سرخ

راست مي زند

و البوكرك از شمال

تركيده پنج گوشه يا پنج گاه

مي زند به راست راست

از همان اول اول يا كه بعد

 

 

 

Interpretation

Standing over the windows
they rob
our dreams
opening a window to our dreams
they rob
the apple
and Eve
they take it to the closet
and our dreams
never come to an interpretation
 
 
 

تعبير

 

آن سوي دريچه ها ايستاده اند

و رويا هامان را

با خود مي برند

دريچه اي مي گشايند

به خلوت خواب هامان

سيب را

و حوا را

مي چينند

در گنجه مي گذارند

و خواب هامان

ديگر تعبير نمي شوند